پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - دين درمانى و كاربرد مثبت نگرى اسلامى در روان درمانگرى - خدایاری فرد محمد

دين درمانى و كاربرد مثبت نگرى اسلامى در روان درمانگرى
خدایاری فرد محمد

اشاره:
»روان درمانگرى«، از ديدگاه‌هاى مختلف، به ويژه ديدگاه اسلامى، موضوعى پيچيده است و ابعاد و شيوه‌هاى گوناگونى دارد. در عصر حاضر با توجه به رشد و افزايش نابه‌سامانى‌هاى روانى و اجتماعى، گرايش به »دين درمانى«، حتى در ميان جوامع غربى شتاب بيشترى يافته است. تاكنون در زمينه روان درمانى در اسلام، پژوهش‌هاى مناسبى انجام نشده است. دكتر خدايارى فرد، استاد رواشناسى و علوم تربيتى، طى مقاله‌اى كه در پى مى‌آيد، تنها به تشريح يكى از رويكردهايى كه به نظر، در روان درمانگرى از نگاه اسلام، داراى اهميت ويژه باشد، پرداخته است.
اين رويكرد »شناخت نقاط قوت افراد« به عنوان يك روش درمانى است كه فرد را تشويق مى‌كند تا تجربه‌هاى مثبت و خوب خود را بازشناسد و نقش آنها را در افزايش احترام به خود و ارتقاى عزت نفس بازيابى، و توانايى شناخت جنبه‌هاى مثبت ديگران را نيز كسب كند.
در اين مقاله، مراحل اجرايى درمان مراجعان با روش مثبت نگرى تشريح شده و كارآيى آن در »روان درمانى فردى« براى افراد افسرده و در »خانواده درمانى« براى ناسازگارى‌هاى خانوادگى و هم چنين اختلال‌هاى شخصيتى بيان شده است. در پايان نيز نتايج تجربى مربوط به درمان يك دانشجوى دختر ارايه شده است. با هم اين مقاله را مى‌خوانيم:
درباره روان‌شناسى اسلامى، به ويژه روان درمان‌گرى از ديدگاه اسلام، تاكنون مطالعه علمى و مدونى انجام نگرفته است. در حالى كه قرآن و ديگر منابع اسلامى، زمينه‌هاى مناسبى براى انجام چنين مطالعه‌اى هستند؛ براى نمونه خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: »كسانى كه در باطن با ايمان و در عمل نيكوكار هستند، خداى مهربان آنها را (در نظر خلق و حق) محبوب [ مى] گرداند«.(١) همچنين امام على (عليه السلام) فرموده است: »دارو و درمان تو در توست، ولى احساس نمى‌كنى و درد تو از توست، ولى نمى‌بينى. مى‌پندارى كه شى‌ء كوچكى هستى، حال آنكه دنياى بزرگ‌ترى در تو پيچيده شده است«.(٢)
با عنايت به توجه اسلام به هدايت زندگى آدمى و تأثير بهداشت روانى در برقرارى تعادل در زندگى فرد، طبيعى است كه اسلام شيوه‌هاى خاصى را براى برقرارى تعادل روانى ارايه كند. بنابراين مناسب است كه براى شناخت اين شيوه، مطالعه و پژوهش انجام گيرد. هدف غالب شيوه‌هاى توصيه شده اسلام، يارى رساندن به انسان، به منظور برخوردارى وى از روح و روان سالم است تا بتواند با توسل به بهترين راه‌هاى ممكن، با مشكلات مقابله كند و به آرامش نايل آيد.
نگرش صحيح نسبت به مسائل و ناكامى‌ها موهبتى است كه به واسطه آن، آدمى در مواجهه با نمونه‌هاى به ظاهر موزونِ خلقت، زيبايى و توانايى را در آنها مى‌بيند و حتى در زشتى‌ها نيز زيبايى‌ها را جست و جو مى‌كند. قرآن كريم با هدف كاهش فشار وارده بر انسان در رويارويى با مصايب و حوادث، شيوه‌ها و عملكردهايى را آموزش مى‌دهد تا با دستيابى به نتايج مطلوب، آرامش را بيابد.
توجه به شيوه‌هايى چون توكل به خداوند(٣)، صبر و بردبارى(٤)، توبه(٥)، رضا به مشيت الهى(٦)، دعا و عبادت(٧)، عفو و گذشت(٨)، سپاس و شكرگزارى(٩) و نگرش در طبيعت و تفكر در آن(١٠)، راهكارهايى عملى در اختيار فرد قرار مى‌دهند و حتى با نگاهى اجمالى مى‌توان به مؤثر بودن آنها در ايجاد تعادل روانى پى‌برد؛ چه رسد به آن كه متخصصان آن را در روش‌هاى درمانى خود مورد بررسى و اجرا قرار دهند.
جا دارد كه فرد متخصص هر يك از موضوعات پيش گفته يا موارد مشابه را مورد مطالعه و پژوهش قرار دهد و راهكارهاى عملى و علمى را از آنها استخراج كند. مفاهيم و رويكردهاى پيش گفته را مى‌توان با شيوه‌هاى علمى بررسى كرد و به منزله يك نظريه تعادل رفتار و بهداشت روان، در كنار نظريه‌هاى مشابه، مطرح و استفاده كرد.
در اين مقاله، به تشريح يكى از زمينه‌هايى پرداخته مى‌شود كه به نظر مى‌رسد، در ديدگاه روان درمان‌گرى اسلامى، از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است و آن شناخت و تكيه بر نقاط قوت افراد، به مثابه يك روش درمان‌نگرى است.

مثبت نگرى در پژوهش‌هاى غربى
پژوهشگران غربى طى چند دهه اخير، پژوهش‌هايى در زمينه مثبت نگرى انجام داده‌اند كه در نوشته حاضر، نخست به نمونه‌هايى از آن اشاره مى‌شود و سپس منابع اسلامى مورد بررسى قرار مى‌گيرد.
بانيستر (١٩٨٣)، با استفاده از نظريه روان‌شناسى ساختارهاى شخصى، روشى را پيشنهاد مى‌كند كه طى آن، فرد حوادث آينده را با توجه به تحليلى كه از حوادث مشابه و همانند آن دارد، پيش بينى مى‌كند. وى معتقد است كه ما براى پيش بينى نتايج رفتار خود از سازه‌هاى نقش اصلى، سازه‌هايى كه توسط آنها مى‌توانيم خود و وجودمان را تبيين كنيم، استفاده مى‌كنيم .
هرگاه به توضيح ارزش‌ها فلسفه‌پردازى‌ها، شخصيت داستان‌هاى مهم زندگى و نظاير آن مى‌پردازيم، از ساختارهايى بهره مى‌گيريم كه داراى ارزش و اهميتى خاص براى تصويرهاى ما از خود است.
فورستر (١٩٩١) نيز بر اين باور است كه اگر ارزيابى افراد از خودشان و ذهنيتى كه نسبت به خود دارند، مثبت باشد، از سلامت و سازگارى بيشترى برخوردار خواهند بود. لوستاين (١٩٩٦) در مواجهه با مراجعانى كه رفتارهاى ضد اجتماعى داشتند، از روش مثبت‌نگرى به مثابه فنى رفتارى سخن مى‌گويد. در اين روش، انگاره‌هاى رفتارى منفى در فرد اصلاح و رفتار مناسب، به صورت مداوم ارايه مى‌شوند.
طى بررسى‌هايى كه روانشناسان اجتماعى انجام داده‌اند، شواهدى مبنى بر تأكيد بر تجارب مثبت زندگى فرد به دست آمده است. آيزن(١٩٨٧) در پژوهش خود به اين نتيجه رسيد كه تجارب مثبتى كه به آثارى مثبت منجر مى‌شوند، مى‌توانند تأثيرى بنيادين و ماهوى بر رفتار اجتماعى و روند انديشه و تفكر فرد برجاى گذارند. در پژوهش ايزن، شواهد ديگرى نيز موجود است كه نشان مى‌دهد، آثار رفتارهاى مثبت، مى‌تواند بر سازماندهى شناخته‌ها و انعطاف‌پذير بودن اين سازماندهى مؤثر باشد؛ يعنى روندى كه طى آن فرد به تجديد نظر در برداشت‌هاى خود از شخصيتش مى‌پردازد.
تايلر و براون هم در پژوهش خود به اين نتيجه رسيدند كه گرايش و پرداختن به جنبه‌هاى مثبت وجود خود، با بهداشت روانى و سلامت شخص سازگارتر است. شوارتز (١٩٨٦) شواهدى مبين تأكيد بر جنبه‌هاى مثبت ارايه مى‌كند. وى مى‌گويد: »پژوهش‌هاى شناختى - رفتارى اخير نشان مى‌دهد كه هرگاه بر جنبه‌هاى مثبت افكار بيشتر تأكيد شود، عملكرد گروه، تقريباً يك و نيم برابر زمانى است كه بر جنبه‌هاى منفى تأكيد مى‌شود«. درمان‌گرهاى شناختى معتقدند كه انگاره‌هاى تفكر منفى، موجب افسردگى و نگرانى مى‌شوند. آنها مى‌گويند: وقتى مثبت‌تر و واقع بينانه‌تر بينديشيد، از عزت نفس و كارايى بيشترى برخوردار مى‌شويد.
راجر و مك ويليامز (به نقل از ديويد برنز، ١٩٩٠) معتقدند كه يكى از فراگيرترين بيمارى‌هاى زمانه ما، تفكر منفى است. تفكر منفى بيمارى مهلكى است كه ذهن، احساسات و جسم انسان را مبتلا مى‌سازد. افكار منفى عصبيت، اضطراب، دشمنى، خشم و خستگى توليد مى‌كنند؛ به عكس افكار مثبت موجب اميدوارى، آرامش، محبت و دلگرمى مى‌شوند. اگر مى‌خواهيم احساساتمان تغيير كند، كافى است افكارمان را تغيير دهيم تا احساسات ما از آن تبعيت كند.

مثبت نگرى در اسلام
بررسى آيات قرآن كريم نيز نشان مى‌دهد كه اغلب تأكيدها بر خوبى‌ها، درستى‌ها و نقاط قوت افراد است و ضعف و كژى كمتر مورد توجه قرار مى‌گيرد. پروردگار عالم با توجه به توانايى‌ها و ظرفيت بشر مى‌فرمايد: »من در زمين انسان را خليفه خود قرار دادم«(١١)؛ »از روح خود در او دميدم«(١٢) يا »ما بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌هاى عالم امانت عرضه كرديم، همه از تحمل آن امتناع ورزيدند، تا انسان [ آن را] پذيرفت«؛(١٣) »و به درستى كه ما انسان را در زيباترين هيأت آفريديم«(١٤).
از اين رو، خداوند با تكيه بر توانايى‌ها، انسان را به احسان دعوت مى‌كند و مى‌فرمايد: »اگر احسان و نيكى كنيد در حقيقت به خود نيكى مى‌نماييد«(١٥). خداوند كه خالق انسان است، به دنبال عيب‌جويى از مخلوقش نيست و همواره از محاسن و خوبى‌هاى او مى‌گويد: »خدا دوست نمى‌دارد كسى به عيب خلق، صدا بلند كند«.(١٦)
با بررسى مجموعه اين آيات، مى‌توان چنين نتيجه گرفت كه خداوند در مقابل ضعف‌هاى بشر، گذشت فراوان دارد و بيشتر بر نكات مثبت، درستى‌ها و راستى‌هاى او تكيه مى‌كند. اين نوع نگرش به انسان مى‌فهماند كه او هم بايد نسبت به سايرين و حتى خود با ديدى مثبت بنگرد. خوبى‌هاى مردم را ببيند و به زبان خوش با آنها تكلم كند(١٧) و پيوسته نقاط ضعف و سستى خود و ديگران را در نظر نگيرد. البته اين مسئله بدين معنا نيست كه حقيقت را قلب سازد و از زشتى‌هاى حقيقى درگذرد، بلكه منظور آن است كه انسان بتواند با خود و ديگران در تعاملى صحيح و سازنده، روابطى همراه با مهربانى و گذشت برقرار كند و در نتيجه در آرامش زندگى كند.
در اين زمينه ائمه اطهار (عليهم السلام) نيز نكاتى بيان فرموده‌اند كه هر يك راهشگاى انسان براى يافتن نگاهى صحيح در جهت حفظ روابط درست و سالم با ديگران و شناختى واقعى از خود است. امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل فرموده‌اند: »لغزش‌هاى مومنين را جست و جو نكنيد، زيرا هر كه در پى لغزش‌هاى برادرش باشد، خداوند لغزش‌هايش را دنبال مى‌كند«.(١٨)
همچنين امام محمد باقر (عليه السلام) فرموده‌اند: نزديك‌ترين حالت بنده به كفر اين است كه با مردى عقد برادرى در دين بسته باشد و لغزش‌ها و خطاهاى او را شماره كند تا روزى او را به آنها سرزنش نمايد«.(١٩) نيز فرموده است: »بر شخص مسلمان واجب است، حتى اگر هفتاد گناه كبيره از مسلمان ديگرى سراغ دارد، پرده پوشى نموده و آبرويش را حفظ كند«.(٢٠)
در همه اين روايات تأكيد اصلى بر اين است كه افراد در روابط خود با ديگران، بيشتر به نقاط مثبت و قوت يك ديگر توجه كنند و بدانند كه خداوند دوست دارد، انسان‌ها درباره هم خوب فكر كنند و خيرخواه يكديگر باشند و از ضعف‌ها بپرهيزند تا آن ضعف‌ها دامنگير آنها و ديگران نشوند. در »بحارالانوار« آمده است: »روزى عيسى (عليه السلام) با حواريون از جايى مى‌گذشت. لاشه سگ مرده‌اى را ديدند. هر يك از حواريون از بوى تعفن آن اظهار ناراحتى مى‌كرد و چيزى مى‌گفت . نوبت به عيسى (عليه السلام) كه رسيد، فرمود: »به دندان‌هاى سفيد اين سگ توجه كنيد كه چه قدر براق است«(٢١). اين روش برخورد با موضوعات، آموزشى است به انسان‌ها كه هميشه نيمه پر ليوان را ببينند و همه چيز را با نگاهى مثبت و سازنده بنگرند.
در واقعه عاشورا، وقتى عرصه بر امام حسين (عليه السلام) و يارانش تنگ‌تر شد و جنگ شرايط دشوارى يافت، ايشان به جاى ترس از مرگ و شدت بلا و سردرگمى، يارانشان را به صبر دعوت فرمود و جنبه مثبت موضوع را پيش كشيد و آنها را به شهادت متذكر شد و آن را معبر رهايى و پل اتصالى براى رسيدن به »لقاء الله«، يعنى محبوب حقيقى خود معرفى نمود. پس از آن نيز در مواجهه حضرت زينب (سلام الله عليها) با يزيد بن معاويه، آنجا كه ملعون شام به حضرتش (عليها السلام) گفت: »ديدى خدا با شما چه كرد؟ و چه بلايى به سر شما آورد و چه گونه خوارتان كرد«؟ عقيله بنى هاشم در پاسخ فرمود: »مارايت الا جميلا« ؛ در اين مصيبت، چيزى جز زيبايى و شكوه نديدم.(٢٢) امام سجاد (عليه السلام) نيز هنگام بيمارى يا زمانى كه اندوه و گرفتارى‌اى برايشان عارض مى‌شد، به جاى آن كه آن را بدبختى و شر بدانند، به درگاه خدا سپاسگزارى مى‌فرمود و آن را مايه خير و عامل نجات از معاصى و كفاره گناهان مى‌دانستند.(٢٣)
چنين نگرش مثبتى به يارى و امداد روح آدمى مى‌شتابد. امام على (عليه السلام)، براى تأكيد بر نقاط قوت افراد و آموزش نوعى مثبت نگرى مى‌فرمايند: »اگر از كسى خوبى ديدى از آن بسيار ياد كن و سپاسگزارى نما و اگر متوجه بدى كسى شدى، تا حد امكان پرده پوشى كن«.
از ميان پژوهشگران غربى كه درباره مثبت نگرى تحقيقاتى به عمل آورده‌اند، بانيستر و فورستر شناخت‌گرا هستند، زيرا هر دو زير بناى نظرى پژوهش‌هاى خود را روان‌شناسى ساختارهاى شخصى قرار داده‌اند. برنز نيز به اصول مهم شناخت درمانى اشاره مى‌كند و معتقد است كه اصلاح رفتار از طريق تغييرات شناختى ممكن است. بنابراين شايد بتوان چنين نتيجه گرفت كه ميان مثبت نگرى كه در اسلام به آن توصيه فراوان شده و روش‌هاى روان‌شناسى شناختى شباهت‌هاى زيادى وجود دارد كه بايد مورد بررسى قرار گيرد.
توجه به دو ديدگاه ياد شده، مقاله حاضر به ارائه روشى مى‌پردازد كه كارايى آن در مشاوره و روان درمانى در زمينه افراد افسرده و در خانواده درمانى در ناسازگارى‌هاى خانوادگى و همچنين اختلالات شخصيتى، توسط نگارنده، به كار گرفته شده است.
شناخت نقاط قوت افراد، مجموعه نظامدارى از شيوه‌هايى است كه به منظور تسهيل ايجاد نگرش مثبت نسبت به خويشتن و ديگران طراحى شده است. در اين روش، فرد تشويق مى‌شود تا تجربه‌هاى مثبت و خوب خود را باز شناسد و نقش آنها را در افزايش و ارتقاى احترام به خود و عزت نفس، بازشناسى كند؛ در عين حال توانايى شناخت جنبه‌هاى مثبت ديگران را نيز كسب كند. چنان كه امام سجاد (عليه السلام) مى‌فرمايد: »از شريف‌ترين كارهاى فرد كريم، چشم پوشى از بدى‌هاى مردم است«.(٢٤) پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز مى‌فرمايد: »گمان‌هاى خود را در حق برادران خود نيكو كنيد، تا دل به آلايش و طبع پاك را به غنيمت بريد«.(٢٥)
روش مثبت نگرى نگارنده، در روان درمان گرى با تكيه بر ديدگاه اسلامى، در پنج مرحله انجام مى‌گيرد. در مرحله نخست، از فردى كه دچار افسردگى يا احساس حقارت شده است يا خانواده‌اى كه به اختلالات و ناسازگارى‌هاى خانوادگى مبتلا هستند، خواسته مى‌شود، نقاط مثبت خود را نام ببرند. برخى به علت عزّت نفس نازل يا به دليل احساس حقارت افسردگى شديد و بنا به ساير دلايل روانى، توانايى بيان نقاط قوت خود را ندارند يا هيچ نقطه قوتى را در خود نمى‌يابند. از اين افراد خواسته مى‌شود كه نقاط قوت خود را از نگاه ديگران بيان كنند؛ يعنى بگويند به نظر خودشان، ديگران چه نكات مثبتى را در آنها مى‌بينند.
در مرحله دوم و در طول جلسات از مراجعان خواسته مى‌شود، حداقل ١٠ تا ١٥ تجربه خوب خود را نام ببرند ؛ مواردى چون انجام كار خوبى كه از آن لذت برده‌اند و از انجامش احساس شادى و غرور مى‌كنند. در مرحله سوم، بر تمرين‌هايى تأكيد مى‌شود كه طى آن، شخص بتواند اهميت نسبى نقاط قوت مطرح شده در مرحله اول و دوم را به ترتيب اولويتشان، مشخص سازد. در اين مرحله از فرد خواسته مى‌شود، به نقاط قوت قابل اتكايى كه در اين تجارب خوشايند از آنها استفاده كرده، اشاره كند.
بدين ترتيب، شخص طيف وسيعى از قضاوت‌هاى شخصى خود را نسبت به خود بيان مى‌كند كه نقاط قوت خوانده مى‌شوند. در مرحله چهارم، شخص تحت درمان، نقاط قوت مشخص شده خود را به ترتيب اولويت معين مى‌كند و با توجه به مراحل قبلى، پنج تا هشت توانمندى را كه نقاط قوت قابل اتكا خوانده مى‌شوند، انتخاب مى‌شود. در آخرين مرحله به فرد گفته مى‌شود، شواهد و معيارهايى ارائه كند كه با ارزش‌ترين و معتبرترين نقاط قوت او قابل اتكا هستند. فرد براى سنجش واقعيت اين توانمندى‌ها، به توصيف بسيارى حوادث گذشته مى‌پردازد كه طى آن، وجود اين نقاط قوت براى وى به اثبات رسيده و به كار گرفته شده است.
اين بخش از روش مثبت نگرى، در روان درمان‌گرى از فرمايش امام سجاد (عليه السلام) الهام گرفته است كه فرمود: »حق همنشين تو اين است كه با او نرمى كنى و در گفت و گو با او ميانه رويى نمايى... و لغزش‌هايش را فراموش كنى، ولى خوبى‌هايش را به خاطر بسپارى و جز خوبى به او نگويى«.(٢٦)
براى افرادى كه در آموزش‌هاى دينى زمينه بهترى، دارند مى‌توان به آيات و روايات مثبت‌نگرى توجه داد و در عين حال بر نقاط مذهبى آنهإ؛صص تكيه كرد. كاربرد روش مثبت نگرى در روان درمان گرى براساس ديدگاه اسلامى، موجب افزايش احتمال توصيف فرد از خويش، با توجه به نقاط قوت قابل اتكاى خود مى‌شود. تجربه نگارنده با تعدادى دانشجو كه دچار احساس حقارت و افسردگى شديد بودند و براى درمان به مركز مشاوره دانشگاه مراجعه كرده بودند و همچنين دوازده خانواده كه يك يا دو نفر از اعضاى آن، دچار افسردگى يا اختلالات رفتارى بودند، نشان مى‌دهد كه با كاربرد روش مثبت نگرى در درمان، افراد به صورتى مثبت‌تر به تشريح وضعيت خود پرداختند، از اعتماد به نفس بيشترى برخوردار شدند، ناسازگارى‌هاى خانوادگى كاهش چشمگيرى يافت و افسردگى افراد رو به بهبود گذاشت.
در پايان براى نمونه تنها وضعيت يك دانشجوى دختر كه روش مثبت نگرى درباره وى به كار رفته است، به اختصار شرح داده مى‌شود:
دختر دانشجويى به دليل افت تحصيلى و گرايش‌هاى افسردگى به مركز مشاوره مراجعه كرده بود. مهم‌ترين برداشت وى از شخصيت خود اين بود كه به لحاظ اجتماعى نالايق و از تعيين مسير براى زندگى خودش ناتوان است. وى همچنين تصور مى‌كرد كه نسبت به ساير هم كلاس‌هاى خود، كم‌هوش‌تر و ضعيف‌تر است و مطالبى كه ديگران به سادگى مى‌فهمند، او در نمى‌يابد و توانايى پرسش از استادان خود را نيز ندارد. در خوابگاه دانشجويى تحت فشار بود، زيرا بعضى هم اتاقى‌ها رعايت حال او و ديگران را نمى‌كردند و او جرأت اعتراض به اعمال آنها را نداشت و بيشتر تحمل مى‌كرد يا خود را با آنها هماهنگ مى‌ساخت تا ديگران از دست او ناراحت نشوند. در مجموع از احساس حقارت شديدى رنج مى‌برد و دچار خلق افسرده بود. حتى فكر مى‌كرد چهره او از همه زشت‌تر است.
در جلسات درمان، از طريق مثبت نگرى با پرسش پيرامون نقاط قوت و يافتن نكات مثبت مذهبى، عقيدتى و بينشى، طى ده جلسه (از آنجا كه از حوصله بحث خارج است از تشريح مراحل درمان پرهيز مى‌كنم) پيشرفت قابل توجهى در رفتار اجتماعى اين فرد به وجود آمد.
بر اين اساس، مى‌بينيم كه مذهب و ديدگاه‌هاى مذهبى به انسان مى‌آموزد كه زندگانى دنيا با مصائب و دشوارى‌هايى همراه است كه در بطن جميع سختى‌ها و مشكلات، حكمتى نهفته است و با مدد از ديدگاه مثبت، سختى‌ها و مصائب را راهى براى وصول به كمالات مى‌يابيم. در اين هنگام هرگز تلخى‌ها و ناكامى‌ها ما را تسليم نخواهد كرد.

پى‌نوشت‌ها:
١- مريم: ٩٦.
٢- مرأة العقول، ج ١١، ص ٣٦٢.
٣- مائده: ١١ / انفال: ٦١.
٤- بقره: ١٥٣.
٥- فرقان: ٧٠.
٦- بقره: ٢١٦.
٧- آل عمران: ٣٨/ مومن: ٦٠.
٨- حج: ٦٠/ نساء: ٩٩.
٩- نمل: ٤٠/ فاطر: ٣٠.
١٠- روم: ٥٠ و ٢١ / انعام: ٩٩.
١١- بقره: ٣٠.
١٢- حجر: ٢٩.
١٣- احزاب: ٧٢.
١٤- تين: ٤.
١٥- بنى‌اسرائيل: ٧.
١٦- نساء: ١٤٨.
١٧- بقره: ٨٣.
١٨- اصول كافى، ج ٤، ص ٥٨.
١٩- اصول كافى، ج ٤، ص ٥٨.
٢٠- سفينة البحار، ج ١، ص ٥٩٨.
٢١- بحارالانوار، ج ١٤، ص ٣٢٧.
٢٢- بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١١٦ - ١١٥.
٢٣- صحيفه سجاديه، ص ١١٠.
٢٤- غررالحكم و دررالحكم ،ج ٦، ص ٢٢، ح ٩٣٢١.
٢٥- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ٩، ص ١٤٥.
٢٦- وسائل الشيعه، ج ١١، ص ١٣٦.